بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

301

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

جانب بزرگان را « 1 » خصوصا كه « 2 » چنو بزرگى متعرض « 3 » است و در مذهب مروّت مجازات « 4 » دوستان به قدر امكان مفرض « 5 » ، بخت و دولت برافزون باد و حركات و سكنات چنان كه هست به ميزان خرد موزون ، ( و الله اعلم بالصواب « 6 » ) . * * * « 7 » [ ( التشبيبات ، مطلع نامه و مشرع سخن و تشبيب آرزومندى ) ] زندگانى فلان « 8 » در اقتبال سنن « 9 » اقبال و اعتدال مزاج اعمال « 10 » دراز باد بسيار سال ، اطناب در شرح آرزومندى از شرط خردمندى دور است و خاطر در اجتناب آنچه بكنه آن ( نتوان رسيد « 11 » ) معذور ، كهتر « 12 » با رأى دوربين و صدق تفرّس خداوندى بتشاهد « 13 » قلوب چاشنى داده « 14 » از تمهيد اين « 15 » قاعده و تحرير « 16 » حال اشتياق مستغنى « 17 » ، تو خود دانى كه من بىتو چگونه تنك دل باشم * مبادا كاندرين معنى ز روى تو خجل باشم و اگر و العياذ بالله كه « 18 » طول العهد كه همه آفتها ازو خاسته است غبار نسيان بر صحيفهء « 19 » اعتقاد مبارك نشاند « 20 » و مبادا كه « 21 » اعتماد برقرار معتاد مانده است « 22 » ايزد تعالى بر خفياّت اسرار و خبياّت سراير « 23 » ضماير مطلع است ( كه داند « 24 » ) و مىبيند كز رنج فراق تو چها مىبينم ، هيچ بريد از آن

--> ( 1 ) بزرگان . ( 2 ) سا . ( 3 ) منعرض ( ظ ، معترض ) . ( 4 ) مجازات و محافات ( ظ ، مجارات و محابات ) . ( 5 ) مفترض . ( 6 ) سا . ( 7 ) در نسخهء پاريس در اين موضع اين عنوان نوشته شده است ( التشبيبات ، مطلع نامه و مشرع سخن و تشبيب آرزومندى ) و اين عنوان چنان كه از مندرجات مجموعه نيز مستفاد مىشود حاكى از آنست كه در ذيل آن نمونه‌هاى انشاء كه براى آغاز مراسلات مناسب مىباشد درج شده است ، و در نسخهء پاريس در آغاز بعض نمونه‌ها ( نوع اخر ) عنوان قرار داده شده ولى هيچيك از اين عنوانها در نسخهء متن نبود و بجاى آنها ستاره گذارده شد . ( 8 ) سا . ( 9 ) سن . ( 10 ) اعمار . ( 11 ) نرسد . ( 12 ) و كهتر . ( 13 ) بمشاهدت ( ظ ، كه بتشاهد ) . ( 14 ) دارد . ( 15 ) آن . ( 16 ) و تقرير . ( 17 ) ضا ، مصراع . ( 18 ) سا . ( 19 ) صفحهء . ( 20 ) نشانده است . ( 21 ) سا . ( 22 ) نمانده . ( 23 ) سا . ( 24 ) مىداند .